نشسته روی گنبد مثل گردو و چسبیده به دنیا عین زالو خوراکش حق مردم هست و شربت!مقامش در حرم ، مسئول جاروبرای خانواده ، ابن ملجم ، ولی توی محله ، حاج خالوخدا را کرده در صندوق امداد ، نشانده مثل خرزهره لب جو!بخواند نوحه در ایام شادی، ولی وقت عزا اشعار خواجو! برای ریش و پشمش که تنک هست ،پزشکش می کند تجویز ، دارودر اطراف کویر کله دارد 'سه تا زخم قمه، ده تا نخ مو!به پیشانیش رد پینه ی مهر ،دقیقاً رفته تا ماتحت ابرو!همیشه در خیابان نصف قیمت ،فروشد دین را با شرط چاقو !قناری را بداند اهل دوزخ، به جغد و زاغ می گوید پرستو! برای احتیاط مستحب، شب، سه تا لکسوس خود را می برد توو! به هنگام وضو در بین انظار، دو دستش را کند شست و دهان شو! سه تا زن دارد و مهر سه تاشان، سه تا چادر، سه روبنده، سه پستواذان می گوید اما در حقیقت ،کند دعوا که یارب مال من کو ؟!نمی دانم چرا این حاج روباه ،نه میمیرد نه دستش می شود رو!...خدا یک شب اگر که بندری زد ،نه از دنیا اثر ماند نه از او! یواش دادبزن...
ما را در سایت یواش دادبزن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 13:46